من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد من که میدانم که تا سرگرم بزمو هستی ام مرگ ویرانگر چه بیرحم و شتابان میرسد پس چرا عاشق نباشنم پس چرا؟؟؟؟
bihamta
عشق
دوشنبه 7 دی 1388
جزیره ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم ، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم .
تبلیغات